بی خیال این همه قانون ... بی خیال این همه ترس ...
بی خیال دنیا با این همه قانونگذار بی قانون و بیخیال این همه محتسب بی حساب!!
بی خیال این همه رسولان بی معجزه و معجزات بی رسول!!
من ...  من عاشق آزاد كردن نوازش و سیب از قفس بی تابی و ترسم ،
حتی اگر به جرم خوردن سیب به زندگی تبعید شوم ....
دستهایت را به من بده ...
به جهنم كه مرا به جهنم میبرند، به خاطر عشقبازی با خیال تو..
تو ... تو خود ، بهشتی ...

+ نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن1390ساعت 9:11 قبل از ظهر توسط یاسر |

زخمی بر پهلویم است ، روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب می خورم و همه گمان می کنند که می رقصم . . .
دکتر شریعتی

ارسال از ا.شاکری

+ نوشته شده در دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 7:7 بعد از ظهر توسط یاسر |

مردان در مسیر عشق به وسعت نامتناهی نامردند
گداییه عشق می کنند تا زمانی که به تسخیر قلب زن مطمئن نیستند
اما همین که مطمئن شدند نامردی را در کمال مردانگی به جا می آورند.
دکتر شریعتی

ارسال توسط ا.شاکری

+ نوشته شده در دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 7:5 بعد از ظهر توسط یاسر |

 یک ضرب المثل جاما ییکایی میگه :

قبل از آن که از رودخانه عبور کنی ، به تمساح نگو “دهن گنده”.

[تفسیر : تا وقتی به کسی نیاز داری،او را تحمل کن و با او مدارا کن. ]

+ نوشته شده در شنبه 13 شهریور1389ساعت 6:3 بعد از ظهر توسط یاسر |

فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست ..
فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است
+ نوشته شده در شنبه 13 شهریور1389ساعت 5:35 بعد از ظهر توسط یاسر |

فرصت ناراحت کردن دیگران در هر روز صدها بار به دست می آید و فرصت خوشحال کردن در هر سال، یک بار
(فرانسوا ولتر)

+ نوشته شده در یکشنبه 31 مرداد1389ساعت 3:0 بعد از ظهر توسط یاسر |

سکوت، زیور عاقل و پرده جاهل است.

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 3:3 بعد از ظهر توسط یاسر |

خوشا آنی که می گوید : به راهت منتظر بودم، نمی خواهم ز تو فرصت به جز یک لحظه تا گویم : خداوندا چه دیر آمد سفیر وصل مشتاقان ... .

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 3:3 بعد از ظهر توسط یاسر |

اگر سخن نقره باشد، خاموشی چون زر پربهاست. ( لقمان )

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 3:2 بعد از ظهر توسط یاسر |


آنکه با زندگی می سازد، زندگی را می بازد! با زندگی نساز، زندگی را بساز. ( اهورا )

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 3:2 بعد از ظهر توسط یاسر |

هر چه نور بیشتر باشد، سایه عمیق تر است.

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 3:2 بعد از ظهر توسط یاسر |

پرستویی که مقصدش را کوچ می داند، از خراب شدن لانه اش نمی هراسد.
(
ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم )

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 3:1 بعد از ظهر توسط یاسر |

دیگران را ببخشید نه به آن خاطر که آنها لایق بخششند، بلکه شما لایق آرامشید. ( زرتشت )

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 3:1 بعد از ظهر توسط یاسر |

تاریک ترین ساعات شب درست قبل از طلوع آفتاب است.

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 3:0 بعد از ظهر توسط یاسر |

در زندگی از چیزی نباید ترسید باید آنرا درک کرد. ( ماری کوری )

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 3:0 بعد از ظهر توسط یاسر |

برای جلب علاقه باید اظهار علاقه مندی کرد. (دیل کارنگی )

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 2:59 بعد از ظهر توسط یاسر |

بزرگترین دشمن یک زن، یک زن است.( چخوف )

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 2:59 بعد از ظهر توسط یاسر |

اگر تو را دشمن باشد، دلتنگ مشو که هر که را دشمن نباشد بی قدر و بهاست.
(
قابوسنامه )

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 2:58 بعد از ظهر توسط یاسر |

امروز نخستین روز آینده توست.

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 2:57 بعد از ظهر توسط یاسر |

امروز نخستین روز آینده توست.

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 2:57 بعد از ظهر توسط یاسر |

از تلاش در راه هدف لذت ببر نه از رسیدن به هدف.

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 2:56 بعد از ظهر توسط یاسر |

خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.
(
دکتر شریعتی )

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 2:56 بعد از ظهر توسط یاسر |

بعضی بی گناهان نیز از آسیب رعد و برق در امان نمی مانند. ( شکسپیر )

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 2:56 بعد از ظهر توسط یاسر |

باید ترسید آنگاه که مستبدان مهربان می شوند ( شکسپیر )

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 2:55 بعد از ظهر توسط یاسر |

اگر آفتاب را به نظاره بنشینی، سایه را نتوانی دید.( هلن کلر )

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 2:55 بعد از ظهر توسط یاسر |

پیش از آنکه بالا رفتن از نردبان موفقیت را شروع کنید، ابتدا مطمئن شوید که نردبان را به ساختمانی مناسب تکیه داده اید.

 ( استفن کافی )

+ نوشته شده در چهارشنبه 30 تیر1389ساعت 12:14 بعد از ظهر توسط یاسر |


بزرگترین کارها با کوچکترین گام ها شروع میشود ، و سخت ترین گام ، اولین گام است . . .

رویای مرگ شاید بهانه ایست برای تحمل کابوسی به نام زندگی . . .

جایگاه انسانیت هرکس ، قلب خاموش اوست ، نه دهان پر حرفش . . . (خلیل جبران)
در زندگی یه روزی به عقب نگاه میکنی . به آنچه گریه دار بود میخندی . . .

قتی تنها شدی بدون که خدا همه رو بیرون کرده ، تا خودت باشی و خودش . . .

(این جمله های قشنگو مریم خانم فرستاده که وب خودشم خیلی قشنگه یه سر بهش بزنین)

+ نوشته شده در یکشنبه 27 تیر1389ساعت 7:15 بعد از ظهر توسط یاسر |

قطار می‌رود... تو می‌روی... تمام ایستگاه می‌رود...
و من چقدر ساده‌ام ،

که سال‌های سال... در انتظار تو... کنار این قطار ِ رفته ایستاده‌ام...

.
.
.
و قاف، حرف آخر عشق است... آنجا که نام کوچک من آغاز می شود
...

زنده یاد قیصر امین پور

+ نوشته شده در شنبه 26 تیر1389ساعت 4:57 بعد از ظهر توسط یاسر |

انار

پاییز را دوست دارم...به خاطر انار...با آن تاج زیبا و یاقوت های سرخ که آنرا را لایق پادشاهی در بهشت میوه ها کرده است...
انار را دوست دارم...به خاطر پاییز...با آن نسیم روح نواز و برگریزان شاعرانه اش که به ما دلمردگان، امید دوباره می بخشد
...

زنده یاد قیصر امین پور

+ نوشته شده در شنبه 26 تیر1389ساعت 4:56 بعد از ظهر توسط یاسر |

در چند کلمه

خوشبختي ما در سه جمله است
تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا


ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم
حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

+ نوشته شده در شنبه 26 تیر1389ساعت 4:55 بعد از ظهر توسط یاسر |

مطالب قدیمی‌تر